توضیحات
این کتاب به سهم خود، درصدد ترسیم مبانی اقتصادی قدرت در روابط بینالملل است. منظور از قدرت، تلاش برای افزایش تأثیرگذاری سیاسی بر دیگر بازیگران و یا کسب استقلال بیشتر دربرابر بازیگران خارجی و تامین گسترده منافع داخلی است. ابزارهای اقتصادی، پایههای قدرت در سیاست خارجی هستند و اقتصاد یکی از مهمترین عناصر قدرت است. بهگونهای که آشکارا میتوان آن را سوخت مورد نیاز برای دست یابی به اهداف استراتژیک توصیف کرد.
مطالعه این کتاب به ما یادآوری میکند که «تعاملات سیاسی» و « تعاملات اقتصادی» در عرصه بینالمللی پیوندی راهبردی دارند و مکمل یکدیگر در دستیابی به اهداف و تحقق آرمانها به شمار میآید. آنچه که امروزه با اصطلاح «ژئواکونومی» از آن یاد میشود در واقع نشان دهندهی پیوند میان راهبرد ژئوپولتیک و سیاست اقتصادی است و معنای آن کاربست ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به اهداف ژئوپولتیک ( شامل کنترل سرزمینی و نفوذ راهبردی) در جهان امروز است. طی یک دهه گذشته، توسل به ابزارهای اقتصادی و کشمکش اقتصادی، در بسیاری از موارد تبدیل به جایگزینی کمهزینهتر و اثربخشتر از توسل به زور و قدرت نظامی شده است. در تقابل اقتصادی میتوان بدون توسل به تقابل نظامی مخرب و پرهزینه، به مزیت غیرمتقارن دستیافته و یا حتی بر رقبا غلبه پیدا کرد. به همین دلیل است که قدرتهای بزرگ نوظهور مانند چین در دوران معاصر، این رویکرد را در پیشگرفتهاند، تا از تقابل زودهنگام (بالاخص نظامی) با قدرتهای جهانی بپرهیزند.


بررسی
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.